من خودخواه نیستم .
من نمی خوام همه ی دل یک نفر مال من باشه ...
اما اگه کسی باشه که ادعا کنه تو همه چیزش هستی و دم از عشق و عاشقی بزنه و این موضوع رو در عمل و در طول چند سال بهت ثابت کرده باشه ، اونوقت انتظارت از اون فرد جور دیگس ...
بعد وقتی سر یه موضوعی ازت دلخور میشه اونقدر ناله و فغان راه بندازه و حتی از دست تو آرزوی مرگ بکنه (!) و توی احمق ساده دل از اینکه ناخواسته اونو آزردی تا چند روز به خودت بپیچی و غصه بخوری که چرا عاشقت رو سر یک جریان مسخره اینقدر ناراحت کردی و ...
اما بعد از چند هفته ... (اینجا رو داشته باشین تا کف کنین) ... آره میگفتم ...بعد از چند هفته بفهمی که اون موقع که داشته اون همه ناله و فغان و خشم و ... رو نثارت میکرده ، مشغول تبادلات اس ام اسی با 2 دوست مونث جدیدش بوده !!!!!!
و بعدش بفهمی که اون موقع حداقل یک ماه از شروع این ارتباطات جدیدش می گذشته !
اوووووفففففففففففففففففف که دارم آتیش می گیرم !!!!!!!!
تموم که نشده !
هنوز ادامه داره ! ... بقیشو گوش کن :
وقتی که دست محترمش رو میشه و ازش توضیح می خوای بیاد بگه : "عزیزم هیچ خبری بین من و اونا نیست ... تو خودتو با اونا مقایسه نکن... تو جایگاهت خیلی بالاتر از اوناس ! ... من تو رو جور دیگه ای دوست دارم ...!"
اون موقع چه احساسی بهت دست میده ؟؟؟؟
احساس نمی کنی گوشات دراز شده ؟!!!
پ.ن : با عرض معذرت از اینکه مجبور شدم به جای پستهای مثبت ، این مطلب رو بنویسم ...
آخه سودابه اگه اینا رو نمی گفت دق می کرد ...
چند روزه بدجوری حال سودابه گرفته اس ...
اما مطمئن باشین سودابه دوباره با همون روحیه شاد بر میگرده ...
فقط فرصت میخواد تا آتیش خشمش فرو بشینه ...


پست بعدی مال شماست ...!